...و صبور نام تو بود بانو

آخرین مطالب

راحتی

پنجشنبه, ۲۴ مرداد ۱۳۹۲، ۰۲:۱۴ ب.ظ
از آب پرید بیرون.
فکر می کرد دیگر تمام مشکلاتش تمام شده
پسرکی برش داشت و با عجله به خانه شان که نزدیک ساحل بود برد. گذاشتش درون یه ظرف گود شیشه ای.
حالا احساس آرامش می کرد.
دیگر نه از حمله ی ماهی های بزرگتر خبری بود و نه از بی غذایی و گرسنگی.
پسرک هر روز با او بازی می کرد، برایش غدا می ریخت و آبش را عوض می کرد.
حتی برایش یک توپ پلاستیکی کوچک هم خریده بود!!!
اما چند روزی که گذشت ماهی از همه ی این ها خسته شد.
دیگر نه دلش توپ پلاستیکی را می خواست نه غذاهای آماده را و نه هیچ چیز دیگری را.
این جا هم راحت نمی توانست زندگی کند...

پی نوشت:
1- همه ی ما فکر می کنیم باید مشکلات را کنار بزنیم تا زندگی کنیم، ولی خب زندگی بدون مشکل زندگی نیست شاید...

2-امام صادق ع فرمودند:محال را تمنا نکنید. گفتند چه کسی محال را طلب کرده است؟ پس فرمود: شما. آیا شما راحتی را در دنیا تمنا نکرده اید؟
گفتند بله. پس دیگر بار فرمود: راحتی برای مومن در دنیا محال است...
 قال امام الصادق ع :«لا تَتَمَنَّوُا الْمُسْتَحِیلَ – قَالوا وَ مَنْ یَتَمَنَّی الْمُسْتَحِیلَ فَقَالَ: أَنْتُمْ أَلَسْتُمْ تَمَنَّوْنَ الرَّاحَةَ فِی الدُّنْیَا قَالوا: بَلَی. فَقَالَ: الرَّاحَةُ لِلْمُؤْمِنِ فِی الدُّنْیَا مُسْتَحِیلَة»

3- «بنده خدایی با وجود همه ی امکانات از افسردگی همسرش گلایه داشت. گفتم برو یک خانه دیگر برای خودت بساز! گفت نمیتوانم. گفتم برو بساز تا کمی در مشکل بیفتی آنوقت مشکلت همسرت حل خواهد شد. رفت ، عمل کرد و همسرش حالش خوب شد!» مضمونا قسمتی از سخنرانی «راحت طلبی»حاج آقای پناهیان.

4- میان این همه چشم
    دلم
     جرعه ای
      از نگاه تورا
       می خواهد...
  • موافقین ۲ مخالفین ۰
  • ۹۲/۰۵/۲۴
  • ۴۴۲ نمایش
  • حلما

نظرات (۳)

  • علی ملکی معاف
  • سلام
    داستانک خیلی خوب و جالبی بود. مفهوم خوبی داشت. و جای تامل.
    نمادهای قشنگی هم توش داشت. دریا نماد این دنیا و اتمسفری که توش زندکگی میکنیم، تنگ نماد زندگی مرفهانه و ایده آل احمقانه خیلی از ماها، توپ نماد مشغولیت و لهو و لعب، و...

    اسم داستان رو میشد بهتر انتخاب کرد. خیلی روئه بنظرم. آخرشم ای کاش میشد با جمله ای بهتر تموم کرد.
    در مجموع خیلی کار قشنگی بود.
    پینوشتهای مرتبط قشنگی هم داشت
    ممنون.
    پاسخ:
    سلام.
    از این به بعد به همون روشی که یاد گرفتم! سعی می کنم آخر خوبی بسازم برای داستانکام!!!
    ممنون از شما...
    سلام
    با اجازه این داستانک در صندوقچه ی حدیث استفاده شد
    پاسخ:
    سلام.
    باعث افتخاره
    ممنون.
  • زیر درخت بلوط
  • خیلی خوب بود...زود به زود آپ کنید لطفا...

    یاحق

    پاسخ:

    سلام.

    ممنون. ان شالله

    حق یارتون

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">